سلام
برای هفتمین پک آرزو داشتم ، امّا سیاهپوش حادثه ی دیروزم هنوز...:
به یاد او که رفت
برای او که ماند...
.
توی اون ملافه خوابی، توی اون ملافه ی سرد
به خدا بی تو می میرم، واسه یک دقیقه برگرد
واسه یک دقیقه حتی، لمس دستات آرزومه
هنوزم چشام به راهه، بگو برمیگردی خونه
همه دیوارا سیاهن، سیل غم خونه رو برده
همه میگن که تو رفتی، همه میگن دیگه مرده
بوی خرما، بوی حلوا، پیچیده تو بغض خونه
تن گلدونای باغچه، دیدنت عادتشونه
سرکوچه حجله بستن، عکس رنگیت توی قابه
هیچکی باورش نمیشه، انگاری همش تو خوابه
دور تاج گل برامون، روبان مشکی پیچیدن
جای ریسه سر کوچه، پارچه ی سیاه کشیدن
من که باورم نمیشه، مگه میشه تو نباشی
مگه میشه اول راه، اینجوری ازم جدا شی
رسم عاشقی همین بود؟، تا ابد تنها بمونم ؟
بشینم سر مزارت، دو سه تا سوره بخونم؟
شب و فانوسای خاموش، شب و اندوه ستاره
اینجا منتظر میشینم، تا تو برگردی دوباره...
۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷
من باران می شوم....تو...
نگاهت را دریغ مکن!!...
۷۷۷۷۷۷۷
۷۷۷۷۷
۷۷۷
۷
شب و ترانه ی باران، شبی که تنهایم
ببین چه با غمِ این لحظه هات می آیم
سقوط می کنم آرام پشتِ این شیشه
هنوز خسته ترین ابرِ پیر دنیایم
که هی برای شبت قطره قطره می بارد
که هی برای شبت ابتدای رویایم
تب رسیدن دستت به لمس پنجره ها
تب دوباره شدن بعد فصل سرمایم
مقیم چشم شمایم، ترانه میخوانم
برای یک دل ابری که توی غم هایم_
_تمام می کند ومسح می شود دم صبح
تمام می کند از ابتدای فردایم
هزار سال گذشت و نیامدی خوبم!
هنوز هم که هنوز است من همینجایم
هنوز هم که هنوز است پشت این شیشه
به شوق طرح نگاهت فرود می آیم...